close
بهار آمد ، ولی غمگین و خسته
تبر ، لبخند جنگل را شکسته
به جای موج آب و رقص ماهی
علف بر دامن هامون نشسته

شعر:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
_ میدونستی تلگرام اطلاعات کاربرها رو میدزده و میفروشه؟
+به جهنم مگه من که یه شهروند ساده ام چه اطلاعات خاصی دارم
_بیا از نرم افزار داخلی استفاده کن
+ دیوونه شدی؟! بی شرفا اطلاعات آدم رو میدزدن
چیزی که من به مامانم میگم:
من برم یه هوا بخورم کار نداری؟

و چیزی که مامانم میشنوه:
مامان من برم با رفیقام سیگار و قلیون هرویین بزنم، سرراه دو نفرو بُکشم، آخراش هم برم تو جاده چپ کنم کاری نداری ؟
دیشب تو پمپ بنزین دعوا شد سر صف, یکی قفل فرمون دراورد, اون یکی گفت مرتیکه از زلزله فرار کردم که تو دعوا بمیرم؟ قفلو بنداز فقط فحش بدیم.
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت

تحمل گفتی و من هم که کردم سال ها اما
چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت
کرم بین و لطف خداوندگار
گنه بنده کرده است و او شرمسار
بو گوزللیک کی جهاندا سنه وئرمیش تانری
هر قدر ناز ائله سن ایله، کی آز ایله میسن

ترجمه فارسی:
این زیبایی که در جهان، خدا به تو داده
هر چقدر که می خواهی ناز کن که کم ناز کرده ای
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش ازین ها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند، مشکل دوتا دارد حسین

سیرت آل علی (ع) با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما،یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشکست و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین
تمام حقوق محفوظ می باشد. توسعه دهنده: www.aqbm.net