close

نوشته های: ابوالقاسم

شعر تیشه ی شب
.

.

خزان بر دفتر شعرم خزیده
لب خندان من را غم خریده
صدای ضربه های تیشه ی شب
به باغ سبز ایمانم رسیده

.

.

شاعر:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
ترانه ای برای قلبم

من یه درخت تنهام تو قلب یه بیابون
دل من از دیوای آدم نما شده خون

مردن و زنده موندن فرقی واسم نداره
هر روز رو دوش خستم بارون غم می باره

ماهی شب تو رود اشک چشام می خنده
تنهایی فریادمو توی گلوم می بنده

دیواری تا آسمون بین من و بهاره
نسیم خشک صحرا غم به دلم می کاره

حرفی دیگه ندارم چیزی برام نمونده
شوری اشک چشمام ریشه ها مو سوزنده


شاعر:ابوالقاسم کریمی
تا حالا

نیمه های شب 

کوه نوردی کردی؟؟؟



من بار ها انجامش دادم



وَ یک بار

وقتی به اواسط قله رسیده بودم

جمع کوچکی

از آقاها و خانومای جوونی رو دیدم

که کنار آتیش

داشتن

نوشیدنی می خوردن

ساز می زدن

می خوندن

وَ خیلی زیبا می رقصیدن



با دیدن شادی و نشاط اونا

از صعود منصرف شدم

به جمعشون پیوستم

و بهترین شب زندگمو رقم زدم

اون شب

به معنای واقعی کلمه

خوشبختی رو احساس کردم









گاهی

به جای فکر کردن به پایان

به خوشی هایی توجه کن

که خدا

سر راهت قرار میده.





همیشه شاد باشید

ابوالقاسم کریمی
Canary song
roses
I wish it wasn't any cage

ترانه ی قناری،
گل سرخ،
من آرزو میکنم
کاش نباشد,میله ی قفس
—-------------------------------
کلمات کلیدی:
I wish
من آرزو میکنم
Canary
قناری
cage
قفس
song
ترانه
roses
گل سرخ

ترجمه ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
سرود موج دریای عذابیم

دهان ِ زخمی از نیش سرابیم

هوا سرد است ما در پنجه ی شب

کنار گرگ غم عریان ِ خوابیم
به زیر تیغ غم ، عریان صبریم
سوار اسب بی افسار قبریم
اگرچه میوه ی ممنوعه خوردیم
اسیر اختیار دیو جبریم
زمین جزعی از این دنیای زیباست
وَ دنیا چشمه ی ترس و معماست
اگر مانند انسان در جهان نیست
بگو پس وسعت عالم چه معناست
زمین جزعی از این دنیای زیباست
وَ دنیا چشمه ی ترس و معماست
اگر مانند انسان در جهان نیست
بگو پس وسعت عالم چه معناست
,
تمام حقوق محفوظ می باشد. توسعه دهنده: www.aqbm.net