close
  
رفتم اداره، کارمنده گفت مدیر هست، سیستم هم قطع نیست، اتاقی هم انتهای راهرو سمت چپ نیست که درش بسته باشه
.
.
.
.
.
اما تو برو فردا بیا...بذار سنت ها حفظ بشه
زمین ، در پنجه ی زندان درد است
زمان ، آغاز تاریک نبرد است
دلت را خوش نکن به ابر و باران
درخت آرزو بی حال و زرد است
.........................................
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
بوف کور (متن ترانه )
اکنون راه را ساختم تو فقط برو
خانه ای نیست منتظر ما اگر
نکند سوی نظری به حال ما
اگر ننویسد قلمی سرگذشتمان
قضاوت شویم کنارِ شک ُ تردیدها
طاقت نیاوردم محبوب من
لبهایم اسیر سکوت گردد
محکوم به سازش ناخواسته
گردی به پا خاسته ، در مسیر تو فقط برو
میدانم و دانی که نیس با ما
حرفهای بی هدف، چشمان کور
نیست از جنس ما
این همه بود ُ نبودها
اگر بگویم از مرگ سنگ صبور
عشق کور، تن مورمور ..
شود چشمانم شورِ شور
از این همه قصور
تو فقط برو..
م. فریدونی
تمام حقوق محفوظ می باشد. توسعه دهنده: www.aqbm.net