close

نوشته های برچسب: شاعران

شبی در پنجه ی سرد زمستان
لب دیوار قربانگاه زندان
به زیر سایه ای مبهم تر از غم
گلی دیدم ، اسیر تیغ طوفان


شاعر:ابوالقاسم کریمی - فرزندزمین
اگه دشمن به دستانش تفنگه
دل دریایی ما مرد جنگه
قسم بر قامت سرو شکسته
در و دیوار زندان هم قشنگه
..............................
ابوالقاسم کریمی فرزند زمین
شعر تیشه ی شب
.

.

خزان بر دفتر شعرم خزیده
لب خندان من را غم خریده
صدای ضربه های تیشه ی شب
به باغ سبز ایمانم رسیده

.

.

شاعر:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
سرود موج دریای عذابیم

دهان ِ زخمی از نیش سرابیم

هوا سرد است ما در پنجه ی شب

کنار گرگ غم عریان ِ خوابیم
زمین ، در پنجه ی زندان درد است
زمان ، آغاز تاریک نبرد است
دلت را خوش نکن به ابر و باران
درخت آرزو بی حال و زرد است
.........................................
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
گذشته حال و فردا را به هم ریخت
زمین را یک زن زیبا به هم ریخت
سکوت کوچه های عاشقی را
لب جادویی حوا به هم ریخت
.......................................
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
تمام حقوق محفوظ می باشد. توسعه دهنده: www.aqbm.net