close

نوشته های برچسب: شعر

نوشته های نظم

گرفتار ِ شب ِ پایان عشقم
هوا سرد است و من عریان عشقم
هوا سرد است و من در مسلخ غم
کنار جوی خون ، گریان عشقم
.........................................
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
تو باران بودی و من رود ِ بی آب
جدایم کردی تو ، از بستر خواب
نجاتم دادی از سلول زندان
رهایم کردی در دامان سیلاب
.......................................
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
شبی در پنجه ی سرد زمستان
لب دیوار قربانگاه زندان
به زیر سایه ای مبهم تر از غم
گلی دیدم ، اسیر تیغ طوفان


شاعر:ابوالقاسم کریمی - فرزندزمین
اگه دشمن به دستانش تفنگه
دل دریایی ما مرد جنگه
قسم بر قامت سرو شکسته
در و دیوار زندان هم قشنگه
..............................
ابوالقاسم کریمی فرزند زمین
شعر تیشه ی شب
.

.

خزان بر دفتر شعرم خزیده
لب خندان من را غم خریده
صدای ضربه های تیشه ی شب
به باغ سبز ایمانم رسیده

.

.

شاعر:ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
ترانه ای برای قلبم

من یه درخت تنهام تو قلب یه بیابون
دل من از دیوای آدم نما شده خون

مردن و زنده موندن فرقی واسم نداره
هر روز رو دوش خستم بارون غم می باره

ماهی شب تو رود اشک چشام می خنده
تنهایی فریادمو توی گلوم می بنده

دیواری تا آسمون بین من و بهاره
نسیم خشک صحرا غم به دلم می کاره

حرفی دیگه ندارم چیزی برام نمونده
شوری اشک چشمام ریشه ها مو سوزنده


شاعر:ابوالقاسم کریمی
Canary song
roses
I wish it wasn't any cage

ترانه ی قناری،
گل سرخ،
من آرزو میکنم
کاش نباشد,میله ی قفس
—-------------------------------
کلمات کلیدی:
I wish
من آرزو میکنم
Canary
قناری
cage
قفس
song
ترانه
roses
گل سرخ

ترجمه ابوالقاسم کریمی فرزندزمین
سرود موج دریای عذابیم

دهان ِ زخمی از نیش سرابیم

هوا سرد است ما در پنجه ی شب

کنار گرگ غم عریان ِ خوابیم
تمام حقوق محفوظ می باشد. توسعه دهنده: www.aqbm.net